تبلیغات
ترانه ی زمین - پست های فروردین 1384

ترانه ی زمین
یه روز از تو جون گرفتش / سردی تن شکستم / حالا از دوری دستات / داره می پوسه دو دستم / غایبی همیشه اما / پرسه می زنی کنارم / تو روزای مه گرفته / توشبای سرد و تارم   


¿
یکشنبه 7 فروردین 1384

سلام

امروز ترانه ی زمین شروع به کار می کند.

این سایت در ادامه ی راه این لباس نقطه چین راه اندازی شده وقصد دارد قدمی بزرگ تر وموثر تر در ترانه ی نوین این مرزو بوم بردارد.

ترانه ی ایران وجهان

بعد از شهیارقنبری و ایرج جنتی عطایی دیگر کسی نتوانست ترانه ی این مرزوبوم را به ترانه ی روزجهان نزدیک کند.حتی یک قدم.

این سایت برای ترانه قدم خواهد برداشت. نه برای منافع شخصی.درست همانند دهه ۵۰ و۶۰.دهه ای پربار برای ترانه ی فارسی...

ترانه هایی زیبا یکی پس ازدیگری از کارگاه ترانه ی بیرون می آمدند.ترانه هایی که شهیارقنبری وایرج جنتی عطایی می نوشتند و با موسیقی واروژان بزرگ همراه می شد وعروس سپید پوش موسیقی آنها را اجرا می نمود.

اما حالا...

نه ترانه ایست...نه ترانه سرایی...

نه آهنگی...نه آهنگ سازی...

نه صدایی...نه خواننده ای...

واین موسیقی بیمار باعث عدم پیشرفت ترانه ی ما می شود...

امروزه ترانه ی پاپ بسیار مرسوم است.چه در داخل کشور وچه درخارج.

اما ما فراموش کرده ایم که موسیقی ده ها شاخه دارد . البته شاید توان کار در سبک های دیگرموسیقی نیست.

موسیقی راک متال همواره در دنیا با بهترین آهنگ ها، تنظیم ها٬وهمچنین ترانه ها همراه است. به ترانه های جیمزهتفیلد که می رسیم هیچ حرفی باقی نمی ماند.

اگر در ترانه ریتم را بگیریم ، قافیه را بگیریم چیزی باقی نخواهد ماند.حالا به این ها ترجمه را هم اضافه کنید.در ترجمه ، بسیاری از کلیدواژه های اصلی که فقط وفقط در یک زبان (مثلا در زبان انگلیسی) به کار می روند ،در زبان های دیگر مشابهی ندارند وبه اجبار باید از واژه های ملموس تری استفاده نمود.

به همه ی این ها موسیقی را اضافه کنید.در بسیاری از ترانه ها شاهد بودیم وقتی آهنگ بر روی ترانه می نشیند و تنظیم وصدای خواننده ، آنگاه ترانه با قدرت بیشتری از سوی مخاطب مواجه می شود.

حالا کتاب (سوار برآذرخش) ترانه های جیمزهتفیلد را بخوانید وتمامی موارد بالا را از آن ترانه ها کم کنید...اما بازهم ترانه ها شکوه وزیبایی خودشان را حفظ نموده اند.

این نوع ترانه را تنها از یک ایرانی که به اعتقاد بعضی بنیان گزار ترانه ی نوین ایران است می توان سراغ گرفت.تنها شهیارقنبری

واین اختلاف ترانه ی ایران وجهان است.اختلافی که با حرف زدن کم نخواهد شد وما باید منتظرشهیارهای قنبری دیگریا بهتربگویم شهیاردیگری باشیم تا ترانه ی ما را قدمی به جلوتربرد.

سبزباشید... 

<:P:>

<:P:>




¿
شنبه 6 فروردین 1384
<:P:>نشر آرویج منتشر کرد:

 

                 مرگ از مدام

 

 ÿ سطرهای سركاری

 

 به هاج و واج چشم‌های تو        چه مربوط

 كه آب و آیینه از روی من رفته است

 آمده‌ام              یا از آن سر این صدا

 آمده‌ای كه سردرد بگیرم

 صدا از تو در بیاید از دیوار گذشت

 چشم‌های تو هاج مانده به دیوار

 به آیینه       كه از دیوار گذشت  

    

 بیرون‌تر

 حرف‌های باران

 تازه داشت

 بند می

 ‌آمد

 كه بالا گرفت گریه‌های تو    خیس   

 از پیراهنت گذشت

                       

 من مؤلف پیچیده‌ترین دست‌هام

 دلم كه بخواهد

 به هر جایی از تو می‌پیچم و

 چشم‌هایی كه وامانده       به دیوار     سلام نمی‌كند

 پنجره را باز كن كه می‌خواهم هوای تو كنم

 آیینه را بیاورم كنار پنجره

        به هوای تو                         

 هزار چشم خیابان را قاب بگیرم

 هو كنم

 صدای سردردهای من                     از تو درآمد

 به من كه رسید              شب بود

 از من كه رفت

 باران می‌آمد و شعر می‌آورد

 این شعر را هم از شب نوشتم

 

 من مؤلف بازترین چشمهام

 از چشم‌های در آیینه خواندم

                                دلت لك زده برای آمدن

 بیچاره چشم‌های هنوز هاج و واج

 از پنجره پریده بود توی خیابان

 انگار سری را می‌برد

 كه دربیاورد از هرجا

 

 و صدایی كه پیچیده به عقربه‌ها هنوز

 من مؤلف سطرهای سر كاریَم

 .........................................................................

 توضیحات بیشتر در وبلاگ کتاب...